هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
188
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
( 1 ) در برخى از روايات آمده كه پيامبر ( ص ) فرمود : سوگند به آنكه جانم بدست اوست ، فرشتگان از دريافت روح سعد شادمان شدند . و هنگامى كه بر او نمازگزارد و خاكش كرد گفت : قبر فشارى دارد كه اگر يك نفر از آن نجات بيابد سعد بن معاذ است . و بر او و ديگر كسانى كه آنچه را با خدا و پيامبرش پيمان بستند راست آوردند بسيار دلسوزى كرد . هنگامى كه مادر سعد خبر مرگ او را شنيد به نوحه و زارى پرداخت و زنى از انصار گفت : هر شيونى دروغ شمرده مىشود مگر نوحه بر سعد بن معاذ . ( 2 ) كشته شدن سلام بن ابى الحقيق مسلمانان از كار احزاب و بنى قريظه آسوده شدند . حى بن اخطب را كه به همراه سلام بن ابى الحقيق در تشويق قريش و غطفان و بنى قريظه بر يورش به مسلمانان شركت داشت كشتند ، ولى سلام بن ابى الحقيق در خيبر مستقر شد و به يكى از قلعههاى آن پناه برد . خزرجيان پس از كشته شدن بنى قريظه از پيامبر براى كشتن وى اجازه خواستند . پيامبر به ايشان اجازه داد . آنچنان كه در كتابهاى سيره آمده پنج نفر به فرماندهى عبد الله بن عتيك از قبيلهء خزرج و بنى سلمه به سراغ او رفتند . پيامبر آنان را از اينكه كودك يا زنى را بكشند نهى فرمود . آنان مخفيانه به راه افتادند تا شبانه به خانهء ابى الحقيق رسيدند . وى در جاى مرتفعى مىزيست كه براى ورود به آن از چرخى كه به پلكان بالا خانههاى امروز مانند بود بالا مىرفتند . چون به در خانهاى كه سلام بن ابى الحقيق در آن بودند رسيدند اجازهء ورود خواستند . زن وى بيرون آمد و پرسيد شما كيستيد . گفتند از مردم عربيم و كمك مىخواهيم . گفت : آنكه مىخواهيد آنجاست وارد شويد . آنان وارد شده درها را بستند تا كسى از آنچه در آنجا مىگذرد با خبر نشود . زن سلام چون اين كار را ديد احساس خطر كرد ، صداى خود را بالا برد و مىكوشيد آنان را رسوا كند . مردان با شمشير به سوى سلام كه بر بستر خود خفته بود شتافتند . فريادهاى زن بالا رفت ولى ايشان بخاطر اجراى سفارش